خرید بک لینک

_ چته؟

_ ...

_ الو!

_ همم؟

_ میگم چی شدی؟

_ تنها.

_ مگه این قدر تازگی داره برات؟

_ نه خب... ولی هیچ موقع کهنه نشده.

_ هان؟

_ ینی بهش عادت نمیکنم به این راحتی.

_ مگه آدم نیستی؟

_ ینی چی؟

_ ینی عادت کن دیگه؛ آدما عادت میکنن.

_ نتونستم. نمیتونم.

_ خودزنیه ها..

_ نه این که همیشه لازم باشه تو جمع باشم؛ نیاز دارم بدونم یه سری هستن. خیالم راحت باشه. بتونم حال خرابمو با حضورشون جبران کنم.

_ مگه تو با کسی حرفم میزنی که بخوای با بودنشون حالت خوب بشه؟

_ خودت گفتی دیگه.

_ چیو؟

_ با بودنشون.

_ آهان.

_ همم.

_ دیگه؟

_ چی؟

_ هیچی. بمونم؟

_ آره، باش. از خونه ی خالی خوشم نمیاد.

_ الان که لب خیابونیم.

_ باشی دیرتر برمیگردم خونه. کسی خونه نیست.

_ هان.

_ آره.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:7 توسط خواب دزد |

برچسب: نویسنده: کامیار احمدی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 16:20

صفحه بندی