کلافهی بیخواب
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 16:26
چه تو واقعیت و چه تو تخیل کسی نیست _جایی هم نیست _ که با رویا بافتن دربارهاش خواب برم.
کابوس
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 16:26
من از به خواب رفتن کنار دیگری واهمه دارم. نه از خود به خواب رفتن، از غفلتی که دست در دست با آن همراه میشود. اول به نفسهایش گوش میدهم .بعد ناخودآگاه میشمارشان؛ همچون تیک تاک ساعت در سرم نقش میا
اسکیزوفرنیای خفیف یا وجدان بیش فعال
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 16:26
_ [زیر لب چیزی میگوید.] _ هان؟ _ [زمزمهی خفیف,ش ادامه دارد.] _ چی؟ _ خفه شو!! _ چی گفتم مگه؟ _ هان؟ _ واسه چی خفه شم؟ _ هان؟ نه! با تو نبودم. _ باشه... _ گفتم خفه شو!! _ چته تو؟ _ چی؟ چی میگی هی خ
Regrets
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 16:26
I'm not drunk enough not to resist you You should've just taken me No questions asked
Awaken nights
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 16:26
.Stories are told at night, that ca ot be bared in the daylight by the mind
پس ذهن
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 16:26
ما به امید شنیده شدن ناگفتههایمان منتظر میمانیم. و آن قدر منتظر میمانیم که ناگفتهها از یادمان میروند و میماند امیدی پوچ و بیهدف برای تعلق و بقا.
Illusions of time
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 16:26
It's hilariously true That I'm prettiest when drunk And the loneliest
Drunken nights
-
تاریخ: 1397/2/6 ساعت: 13:08
It's like we wait for shit to happen So we can regret it
This threatening reality
-
تاریخ: 1397/2/6 ساعت: 13:08
And the next day You wake up and all of a sudden you realise the one who used to comfort to is not there anymore Alice! You woke up in reality
How to be me 101
-
تاریخ: 1397/2/6 ساعت: 13:08
?How does it feel to be an introverted person !Well you just don't say anything until it's too late
احساسات تخمی
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 10:56
...Ever been where you felt like you miss everything
لوپ معیوب
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 10:56
ما برای آدمایی میمیریم که حتی از وجودمون خبر ندارن.
سَرِ دلی
-
تاریخ: 1396/11/20 ساعت: 10:56
_ بیام دنبالت بریم ورزش؟_ نه، خسته م. _ خستهی چی؟ یه چار ساعت که بیشتر سرکار نبودی. کوه کندی؟_ یه کم سخت تر. _ هان؟_ میدونی فکر کردن انرژی میبره از آدم؟_ آره خب. ینی نشستی فکر کردی این قدر خسته شدی؟_ یه کم سخت تر._ خواستی فکر نکنی؟_ چه جوری یه نفر میتونه این قدر خودخواه و بیتفاوت باشه که تو زندگی ی...
چیزهایی که ندیدنشان خوب است
-
تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 2:16
کی به یاد داد که با چشمِ بسته ببوسیم؟
هنوز هم
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 7:25
آدما از دور جذاب ترن. مثل دختری که با خیال پردازی دربارهی یه اسطوره به خواب میره. یا مردی که تو افکارش یه هنرپیشه رو ایدهآل ترین زن روی زمین میدونه. اما توی واقعیت ما در کل چندان باهم متفاوت نیستیم. اون جاست که وقتی به این درک میرسیم تو ذوقمون میخوره. اما ته تهش، همون تفاوتای جزئین که باعث میشن رواب...
زبان قاصر
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 16:07
جدایی بخش انکار ناپذیر زندگی؛ گاه راهی برای رهایی، گاه منفورتر از رسوم بربری. گاه همگام ناگاهِ مرگِ و پر اشگ، گاه به شیرینی چای تلخ پای طلوع. گاه به ضرب دریده شدن غزالِ غافل از یوز، گاه به آرامش رویش گردو بر دار. گاه به ضرورت حضور ذر
گاهی، جایی
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 16:07
انسانها دوست داشتتی میشوند. با لبخندهایشان، محبت کردن و محبت چشیدنشان، با داشتهها و ازدست دادنیهایشان... اما معصومانه ترین حالشان، گاه دیگریست. نه به هنگام بخشش کردن و نه به هنگام خواب. آن وقت که بدون تعلقات، برهنه میشوند تا آ
تبعیدگاه انتخابی
-
تاریخ: 1396/8/15 ساعت: 9:46
برای آدمی که وطن ندارد، نوشتن جایی میشود برای زیستن. تئودور آدورنو من مینویسم، برای یه قدم بیرون تر از پوست تن زیستن. تنها ابزار ابراز حضور من میان زندگیهای پرماجرای اطرافیانم، اعتراف به تهی بودن غالب لحظههای بودنم. + نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:33  توسط خواب دزد |
استعدادهای درخشان
-
تاریخ: 1396/8/15 ساعت: 9:46
راهنمایی بودم یا دبستان، واسهی تعریف از فضایل امام ره یکی بهمون گفت امام موقع استراحت هم روزنامه میخوند، هم رادیو گوش میکرد، هم دکترش گفته بود یه جا تو تکون بده واسه ش خوبه، چندتای دیگه از این جابهجاییهای غولآسا هم انجام میداد.
تبعیدگاه انتخابی
-
تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 3:51
برای آدمی که وطن ندارد، نوشتن جایی میشود برای زیستن. تئودور آدورنو من مینویسم، برای یه قدم بیرون تر از پوست تن زیستن. تنها ابزار ابراز حضور من میان زندگیهای پرماجرای اطرافیانم، اعتراف به تهی بودن غالب لحظههای بودنم. + نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:33  توسط خواب دزد |