استغاثه - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:03
بیا و باش و منو مسخ کن. جادو کن فکرمو. میخوام با استخونام حس کنم نیاز به بودنت رو تیر بکشم. که دیدنت مسکن بشه برام، که بودنت هم کافی نباشه؛ هیچوقت ازت بینیاز نشم. ذره ذره بودن و داشتنت رو به خوردم بده، بزار این تشنگی پایانی نداشته باشه. مثل نوزادی که به بوی مادرش آروم میگیره، آمادهام برای بدل شدن به...
حادثه - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:03
چرا فراموش کردنت این قدر دردناکه؟
همه جا پر شده از جای خالیش - تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 16:20
رفت. انگیزههارم برد.
گمشده - تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 16:20
تا الان هرچی بوتهی پیچ امینالدوله پیدا کردم عطر نداشته. کم و بیش گلدون یاس دیدم ولی بوی یاسِ یاس نداده. بهار نارنج اما بوی خودشو داشت. چند جا گلدونشو دیدم ولی قیمتش برام زیاد بود؛ به یاسِ بی بویِ یاس اکتفا کردم. دو نوع گلدونشو خریدم برای خونه. چند روز پیش داشتم تو محل میرفتم که چشمم به یه بوتهی پیچ ...
Breaking Mute - تاریخ: 1396/5/26 ساعت: 16:20
_ چته؟ _ ... _ الو! _ همم؟ _ میگم چی شدی؟ _ تنها. _ مگه این قدر تازگی داره برات؟ _ نه خب... ولی هیچ موقع کهنه نشده. _ هان؟ _ ینی بهش عادت نمیکنم به این راحتی. _ مگه آدم نیستی؟ _ ینی چی؟ _ ینی عادت کن دیگه؛ آدما عادت میکنن. _ نتونستم. نمیتونم. _ خودزنیه ها.. _ نه این که همیشه لازم باشه تو جمع باشم؛ ن...
Feminine - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 19:43
;I need to feel he's masculinity on my skin .Come right at me
Urge - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 19:43
یه حسی توم میگه به خدا اگه ببینمش میزنمش!! البته گه زیادی میخوره، عمرا ازم بر نمیاد. + نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:13 توسط خواب دزد |
کاسپر - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 19:43
دوست خیالی داشتن اتفاق بدی نیست. اما بعد از بیست سالگی شاید نه..
گه بگیرن - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 19:43
همه چیز غریبه ست. هیچ چیزی حس آشنایی نداره. بوهایی که به مشامم میرسن ولی فقط حس غربت و توم تقویت میکنن. یه کم آشنایی نیاز دارم، یه کم احساس تعلق. همه چیز مزه ی افسردگی میده. یه وقتا از ناراحت بودن و افسرده بودن بیشتر از شاد بودن لذت میبرم. وقتی همه چیز فانی و تکراریه و تو همین فنا و تکرر من خو
My life as a 5-year-old - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 19:43
It's not easy being mad at him and missing him at the same time.
[ ] - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 19:43
وقتی تنهایی رو کامل میفهمی، که اون یه نفریم که جسته گریخته باهاش حرف میزدی دیگه نباشه. + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:17 توسط خواب دزد |
ذهن مریض - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 17:23
_ خب... حالا که دیگه نیست بزار خاطرات تونو از بیخ برات مرور کنم تا حالت بدتر بشه!... _ چه مرگته؟ واسه چی؟ _ همین جوری! دارم به وظیفه م عمل میکنم. _ خواهش میکنم... _ دیگه دیره!.. _ نه.. _ تمام دفعههایی که رفتین کتاب فروشی. وقتی بی هوا ازت عکس گرفت. وقتی بدون این که بپرسه برات خرید میکرد. و
کینه - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 17:23
همه میدونن هرچی باشه، شب بخوابم صبح پاشم یادم میره، میگذرم. اون کاری کرد که بعد چند ماه هنوز از فکرش به جوش میام; ناخودآگاه نمیتونم ازش بگذرم. + نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:34 توسط خواب دزد |
کیک تولدت با من - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 17:26
شاید هنوز زود بود. باید وقت بیشتری بهش میدادیم. وقت میدادیم هضم شه؛ یا خیس بخوره گوشه لپ ـمون و بعد قورتش میدادیم. انگار گرم نکرده رفتیم واسه حرکت یک ضرب؛ همه عضلات ـمون از اسید لاکتیک سوخت. میشد بهش زمان داد، فکر کرد، آماده شد برای حضورش، عزاداری کرد و پذیرفتش. ولی عوضش ما گذاشتیم سر زده بیاد ب
دولاخ - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 17:26
_ چرا بوی سیگار میدی؟ _ چون کشیدم. _ خوب نیست، نکش. _ کی گفته؟ _ همه میگن. _ همه بگن. تو از جانب خودت حرف بزن. _ خب خوب نیست دیگه. ضرر داره. _ نکشیده ضرر دیدی؟ _ بقیه دیدن. _ بقیه یه هفته بهمن ـشونو بگیری، ماربرو قرمز بدی بشون خدا رو بنده نیستن. بقیه! _ بو ـشو رو تنت دوست دارم. _ میبخشمت. + نوشته شد...
تلخی - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 17:26
رویا هرچی شیرین تر، دست نیافتنی تر.
خستگی - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 17:26
چه قدر ترجیح میدم جای نوشتن حس ـمو بریزم تو قوطی، بدم بقیه بفهمنش. چه قدر ترجیح میدم به جای بیان کلمات، تصویر بسازم تو ذهنم و با نگاهم پاس بدم به نفر بعدی. تنبلی نیست؛ به نظرم کلمات اون قدر که باید قدرت انتقال عمق حس و حادثه رو ندارن. کم ـن. کوتاه ـن. کاش می شد بهت که رسیدم فقط تو چشم ـات زل بزن
بسه، برگرد - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 17:26
حاضرم تقریبا هر چیزی بدم، یه شب داشته باشمش. حاضرم هرچیزی بدم، سختی تموم شه. سروته نوشت: جز خونواده م. + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 21:10 توسط خواب دزد |
زرد قناری - تاریخ: 1396/5/3 ساعت: 17:26
یکی به گردش آفتاب از دنیا رو میگردونه، یکی به اسم آفتاب، به هر رنگی درمیاد. تفاوت زیاده بین آفتاب گردون و آفتاب پرست. + نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:33 توسط خواب دزد |
Liar liar, goes on fire - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:40
It's not everyday that I miss being loved or making love Just kidding, it's everyday, every hour, every minute. + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:28&nbsp توسط خواب دزد |